از ازدواج می‌ترسم!

دختری ۱۸ ساله هستم که از ازدواج می‌ترسم و مدام افکار منفی به سراغم می‌آید. به همین دلیل بسیاری از خواستگارهای خوبم را رد کردم چون به آن ها اعتماد ندارم. می‌ترسم با ‌همسر آینده‌ام تفاهم نداشته باشم. لطفا راهنمایی‌ام کنید چه کنم؟

نویسنده: فریبا البرز | کارشناس ارشد مشاوره خانواده

مترجم:

مخاطب گرامی، در این سن انسان در آستانه ورود به دنیای بزرگسالی است و طبیعی است که افکار منفی و نگرانی از آینده و نیاز به امنیت بروز پیدا می‌کند. برای مواجهه با این شرایط و مدیریت افکار منفی نکات زیر می‌تواند مفید باشد.
1 ریشه‌یابی ترس و بی‌اعتمادی
باید دید این ترس از کجا تغذیه می‌شود. آیا ناشی از دیدن تجربه‌های ناموفق اطرافیان است؟ آیا اضطراب از دست دادن استقلال شخصی است؟ یا ترس از این که مبادا انتخاب اشتباهی انجام شود؟ وقتی منبع دقیق آن مشخص شود مقابله با آن آسان‌تر می‌شود. در سن 18 سالگی ذهن به طور طبیعی روی سناریوهای منفی تمرکز می‌کند تا از آسیب‌های احتمالی جلوگیری کند.
2تغییر نگاه به مفهوم جلسات آشنایی
یکی از دلایل رد کردن زودهنگام خواستگارها این است که فرد فکر می‌کند جلسه آشنایی یعنی تعهد قطعی یا ازدواج حتمی. لازم است این تفکر اصلاح شود:
*جلسات آشنایی یا خواستگاری هیچ تعهدی برای پاسخ مثبت ایجاد نمی‌کند.
*این جلسات صرفا فرصتی است برای گفت‌وگو و شناخت خط فکری طرف مقابل و تمرین مهارت‌های ارتباطی.
3 به چالش کشیدن افکار منفی و خطاهای شناختی
افکار منفی معمولا با کلماتی مثل حتما شکست می‌خورم یا همه آدم‌ها غیر قابل اعتمادند یا کارم به طلاق می‌کشد خود را نشان می‌دهد. در روان شناسی به این موارد خطاهای شناختی مانند فاجعه سازی یا تعمیم افراطی می‌گویند. وقتی چنین فکری به سراغ‌تان آمد از خود بپرسید:
*آیا مدرک قطعی و منطقی برای این فرض وجود دارد؟
*آیا همه ازدواج‌ها لزوما به بی‌اعتمادی ختم می‌شوند؟
4 تمرکز بر رشد فردی و استقلال درون
در 18 سالگی اولویت اصلی شکل دهی به هویت فردی و تحصیلی و اجتماعی است. اگر احساس آمادگی درونی برای ازدواج وجود ندارد هیچ ایرادی ندارد که فعلا پرونده ازدواج را بسته نگه دارید و روی اهداف شخصی  و مهارت آموزی و شناخت خود واقعی‌تان تمرکز کنید. ازدواج تصمیمی عجولانه نیست و زمان زیادی برای آن وجود دارد.
10 صفحه اول