پیشنهادِ مادرِ عروس
در شرایطی که امکان تشدید تنش ها از هر زمانی در منطقه بیشتر شده است، چرا اروپایی ها پیشنهاد مذاکره با ایران را مطرح کرده اند؟نویسنده: هاشمی
مترجم:
یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، مدعی آمادگی کشورش، فرانسه و انگلیس برای مذاکره با ایران درباره برنامه هسته ای شد.وی با طرح ادعاهایی بی اساس بدون اشاره به تهاجم اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران گفت: جهان بار دیگر با نگرانی عمیقی به خاورمیانه مینگرد. این نگرانی بیش از هر چیز متوجه ایران و حوثیهاست. آن ها باید به حملات خود علیه کشتیها، فرودگاهها، زیرساختها و یا حتی همسایگانشان پایان دهند.
اروپا؛ شریک دزد
اروپایی ها که شراکتشان در تهاجم علیه ایران مدتهاست که امری مخفی نیست، در شرایطی پیشنهاد مذاکره هسته ای به ایران می دهند که مدتهاست با رفتارهای یکجانبه گرایانه خود، به نقششان به عنوان یکی از طرفین گفت و گو درباره برنامه هسته ای ایران پایان داده اند. آخرین بار سال گذشته بود که ایران در قالب احیای برجام و با هدف جلوگیری از فعال شدن مکانیسم ماشه به گفت و گو با طرفین اروپایی پرداخت و این در حالی بود که کشورهای آلمان، فرانسه و انگلیس در نهایت با هدایت آمریکا، اقدام به فعال کردن مکانیسم ماشه کردند و اولین بهانه را برای حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی ایجاد کردند. با این اوصاف، بدیهی است که همان طور که هم شهید لاریجانی و هم عراقچی پیش از این گفته بودند؛ با فعال شدن مکانیسم ماشه، نقش اروپایی ها در گفت و گو درباره برنامه هسته ای ایران به پایان رسیده است ؛ اما این موضوعی نیست که خود اروپایی ها از آن بی خبر باشند. لذا قابل پیش بینی است که این پیشنهاد از سوی طرف ایرانی به هیچ گرفته خواهد شد و صرفا با هدف اتمام حجت با افکار عمومی داخل اروپا مطرح شده تا این کشورها با فراغ بال بیشتری به همکاری در دور جدید درگیری ها علیه ایران بپردازند. به هرحال با توجه به آسیب های شدید به پایگاه های آمریکا در منطقه و دورشدن ناوهای آمریکایی از تیررس موشک های ایران؛ پایگاه های آمریکا در اروپا نقش مهمی در پشتیبانی از درگیری های احتمالی خواهند داشت.
فقدان استقلال سیاسی و اقتصادی در اروپا
از طرف دیگر این پیشنهاد می تواند پاسخ اروپایی ها به تبدیل شدن امنیتشان به وجه المصالحه روابط ترامپ و پوتین باشد؛ خود این موضوع هم دارای نکاتی است که دال بر بی اهمیت بودن آن است. بارها شاهد بوده ایم که اروپایی ها اختیار تصمیم گیری بر اساس منافع خود را ندارند و همواره منافع آمریکا بر منافع آنها ارجح بوده است. آخرین مورد هم مذاکرات ایران و اروپا درباره مکانیسم ماشه بود که به رغم چند دوره تبادل پیام و حتی نرمش های ایران در جریان مذاکرات، اروپایی ها درنهایت به عنوان پیام رسان آمریکایی ها عمل کردند و هیچ گونه آزادی عملی از خود نشان ندادند. شگفت آن که همین الان هم که پس از سال ها جنگ با روسیه امنیتشان صرفا به عنوان کارتی در مذاکرات پوتین و ترامپ در حال مبادله با مقداری گازوئیل و احتمالا در آینده هم مقداری کود خواهد بود؛ حتی جرئت اعتراض به این مسئله را هم ندارند.
البته وزن سیاسی اروپا 8 دهه ای هست که در مقایسه با آمریکا چنین وضعیتی دارد. اما آن چه در سال های اخیر دستخوش تغییر شده، کاهش شدید وزن اقتصادی اروپا بوده است. اخیرا مکرون مدعی شد که اروپا روزانه یک میلیارد یورو در تجارت با چین ضرر می کند و این در حالی است که افزایش هزینه های دفاعی، افزایش هزینه های انرژی با تحریم گاز روسیه و تعرفه های تجاری ترامپ دولت های اروپایی را به کاهش خدمات اجتماعی و افزایش مالیات ها واداشته است که اثر خود را در اعتراضات فراگیری که در این کشورها در جریان است و اخراج های گسترده در شرکت های بزرگی مثل بی ام و، پورشه، وولکس واگن و ... نشان می دهد. وقتی اوضاع اقتصاد اول اتحادیه اروپا (آلمان) این است تصور کنید که وضعیت در کشورهای دیگر اروپا به چه شکل است.در چنین شرایطی تنها میزی که اروپایی ها می توانند با ایران پشت آن بنشینند، نه میز مذاکره هسته ای بلکه میز چانه زنی بر سر تعرفه عبور انرژی موردنیازشان از تنگه هرمز خواهد بود و این هم در شرایطی محقق می شود که اراده سیاسی لازم را برای بی طرفی در جنگ ایران و آمریکا که هیچ ربطی به آن ها ندارد، داشته باشند؛ که تجربه ثابت کرده ندارند.
اروپا؛ شریک دزد
اروپایی ها که شراکتشان در تهاجم علیه ایران مدتهاست که امری مخفی نیست، در شرایطی پیشنهاد مذاکره هسته ای به ایران می دهند که مدتهاست با رفتارهای یکجانبه گرایانه خود، به نقششان به عنوان یکی از طرفین گفت و گو درباره برنامه هسته ای ایران پایان داده اند. آخرین بار سال گذشته بود که ایران در قالب احیای برجام و با هدف جلوگیری از فعال شدن مکانیسم ماشه به گفت و گو با طرفین اروپایی پرداخت و این در حالی بود که کشورهای آلمان، فرانسه و انگلیس در نهایت با هدایت آمریکا، اقدام به فعال کردن مکانیسم ماشه کردند و اولین بهانه را برای حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی ایجاد کردند. با این اوصاف، بدیهی است که همان طور که هم شهید لاریجانی و هم عراقچی پیش از این گفته بودند؛ با فعال شدن مکانیسم ماشه، نقش اروپایی ها در گفت و گو درباره برنامه هسته ای ایران به پایان رسیده است ؛ اما این موضوعی نیست که خود اروپایی ها از آن بی خبر باشند. لذا قابل پیش بینی است که این پیشنهاد از سوی طرف ایرانی به هیچ گرفته خواهد شد و صرفا با هدف اتمام حجت با افکار عمومی داخل اروپا مطرح شده تا این کشورها با فراغ بال بیشتری به همکاری در دور جدید درگیری ها علیه ایران بپردازند. به هرحال با توجه به آسیب های شدید به پایگاه های آمریکا در منطقه و دورشدن ناوهای آمریکایی از تیررس موشک های ایران؛ پایگاه های آمریکا در اروپا نقش مهمی در پشتیبانی از درگیری های احتمالی خواهند داشت.
فقدان استقلال سیاسی و اقتصادی در اروپا
از طرف دیگر این پیشنهاد می تواند پاسخ اروپایی ها به تبدیل شدن امنیتشان به وجه المصالحه روابط ترامپ و پوتین باشد؛ خود این موضوع هم دارای نکاتی است که دال بر بی اهمیت بودن آن است. بارها شاهد بوده ایم که اروپایی ها اختیار تصمیم گیری بر اساس منافع خود را ندارند و همواره منافع آمریکا بر منافع آنها ارجح بوده است. آخرین مورد هم مذاکرات ایران و اروپا درباره مکانیسم ماشه بود که به رغم چند دوره تبادل پیام و حتی نرمش های ایران در جریان مذاکرات، اروپایی ها درنهایت به عنوان پیام رسان آمریکایی ها عمل کردند و هیچ گونه آزادی عملی از خود نشان ندادند. شگفت آن که همین الان هم که پس از سال ها جنگ با روسیه امنیتشان صرفا به عنوان کارتی در مذاکرات پوتین و ترامپ در حال مبادله با مقداری گازوئیل و احتمالا در آینده هم مقداری کود خواهد بود؛ حتی جرئت اعتراض به این مسئله را هم ندارند.
البته وزن سیاسی اروپا 8 دهه ای هست که در مقایسه با آمریکا چنین وضعیتی دارد. اما آن چه در سال های اخیر دستخوش تغییر شده، کاهش شدید وزن اقتصادی اروپا بوده است. اخیرا مکرون مدعی شد که اروپا روزانه یک میلیارد یورو در تجارت با چین ضرر می کند و این در حالی است که افزایش هزینه های دفاعی، افزایش هزینه های انرژی با تحریم گاز روسیه و تعرفه های تجاری ترامپ دولت های اروپایی را به کاهش خدمات اجتماعی و افزایش مالیات ها واداشته است که اثر خود را در اعتراضات فراگیری که در این کشورها در جریان است و اخراج های گسترده در شرکت های بزرگی مثل بی ام و، پورشه، وولکس واگن و ... نشان می دهد. وقتی اوضاع اقتصاد اول اتحادیه اروپا (آلمان) این است تصور کنید که وضعیت در کشورهای دیگر اروپا به چه شکل است.در چنین شرایطی تنها میزی که اروپایی ها می توانند با ایران پشت آن بنشینند، نه میز مذاکره هسته ای بلکه میز چانه زنی بر سر تعرفه عبور انرژی موردنیازشان از تنگه هرمز خواهد بود و این هم در شرایطی محقق می شود که اراده سیاسی لازم را برای بی طرفی در جنگ ایران و آمریکا که هیچ ربطی به آن ها ندارد، داشته باشند؛ که تجربه ثابت کرده ندارند.
10 صفحه اول


