زمین ورزشی معلولان را گرفتند!
کوثر قرایی، دارنده مدال برنز پاراآسیایی ناگویا، در گفت و گو با خراسان از امید به آینده، چالش ها در مسیر رسیدن به مدال و مطالباتش می گویدنویسنده: سارا عباس نژاد
مترجم:
دختری ۲۱ ساله از محله کوثر مشهد، عضو تیم ملی پارادوومیدانی ایران توانست در اولین حضورش در بازیهای پاراآسیایی ناگویا ۲۰۲۶، در ماده پرتاب دیسک کلاس F11، مدال برنز کسب کند. کوثر قرایی نیز مانند دیگر مدال آوران بازی های پاراآسیایی، نمود غلبه بر محدودیت های جسمی و امیدواری و باور است. به گزارش خراسان رضوی، شاید در وهله اول، مدال آوری توسط یک دختر نابینا در مسابقات پاراآسیایی ساده به نظر برسد، اما قصه کوثر فرق دارد؛ او نابیناست ولی این نابینایی مادرزادی نبوده است. این مدال آور پاراآسیایی در ۱۵ سالگی بر اثر یک بیماری ژنتیکی بینایی خود را از دست داده است. نابینایی در اوج نوجوانی می تواند چالش های زیادی را به همراه داشته باشد اما این دختر قوی مشهدی، اکنون روی سکو ایستاده و پرچم ایران را بالا برده است.
تا کی می خواهی دست مادرت را بگیری؟
کوثر درباره روند ورودش به ورزش دوومیدانی و حضور در مسابقات پاراآسیایی ناگویا می گوید: «من قبلاً تکواندوکار بودم، اما بهخاطر یک بیماری ژنتیکی، از ۱۵ سالگی نابینا شدم. در مدرسه تقوا، مدرسه نابینایان در خیابان فرامرز مشهد، استعدادیابی شدم و من را معرفی کردند تا وارد رشته دوومیدانی شوم. اول با ماده ۴۰۰ متر شروع کردم، اما بهدلیل نداشتن همراه دونده و همچنین این که فیزیک بدنم برای پرتاب مناسبتر بود، حدود دو سال و نیم است که بهصورت حرفهای در ماده پرتاب دیسک فعالیت میکنم.» او ادامه می دهد: تا مدت ها برای رفت و آمد، مادرم من را همراهی می کرد تا این که یک روز که به بهزیستی رفته بودیم، فردی به من گفت: «تا کی میخواهی اینطور باشی و برای راه رفتن دست مادرت را بگیری؟» من را به جامعه نابینایان در خیابان کوهسنگی معرفی کردند. آنجا جهتیابی با عصای سفید و خط بریل را یاد گرفتم و سپس به مدرسه تقوا معرفی شدم؛ دانشآموز مدرسه تقوا نبودم، اما پنجشنبهها کلاسهایی بهعنوان کلاس تلفیقی برای دانشآموزانی که در آن مدرسه تحصیل نمیکردند، برگزار میشد. معلم عربی ما رئیس هیئت نابینایان بود. او من را استعدادیابی و به مربی دوومیدانی معرفی کرد. خدا را شکر که توانستم مسیرم را پیدا کنم.
زمین ورزشی معلولان را گرفتند
کوثر در پاسخ به این سوال که امکانات ورزشی در مشهد برای افرادی مثل او چگونه است، میگوید: متأسفانه تمام وسایلی را که دارم، با هزینه شخصی تهیه کردهام؛ از جمله دیسک، کفش تخصصی و سایر وسایل موردنیاز. حتی ما زمین مناسبی هم برای تمرین نداریم. از مسئولان خواهش میکنم از ما حمایت کنند و امکانات تمرینی بهتری در اختیارمان قرار دهند. وسایل تمرینی، جزو نیازهای اولیه و اصلی یک ورزشکار است و قطعاً اگر امکانات بهتری داشته باشیم، میتوانیم نتایج بهتری کسب کنیم.
قبلاً در مجموعه ورزشی ۱۵ خرداد تمرین میکردیم که مخصوص معلولان بود؛ اما آن جا چمن مصنوعی نصب کردند و مجموعه را از ما گرفتند و گفتند که برای فوتبالیستهاست. اکنون در مجموعه ورزشی کوثر در قاسمآباد، زمان محدودی برای تمرین به من اختصاص دادهاند و گفتهاند فقط در همان ساعتها میتوانم تمرین کنم.
20 ورزشکار، 5 مربی داشتیم
از او می خواهیم برایمان خاطره ای از مسابقه خود بگوید. وی در جواب بیان می کند: نمیتوانم بگویم خاطره تلخی داشتم، اما بزرگترین چالشی که در آن جا با آن مواجه شدم، نبود مربیام بود. پیش از مسابقات هم گفته بودم که ما ۲۰ ورزشکار خانم در بخش پارادوومیدانی بودیم و پنج مربی داشتیم. ورزشکاران بین این پنج مربی تقسیم شده بودند و مربیان نمیتوانستند به همه رسیدگی کنند. من واقعاً شرایط تمرینی خوبی نداشتم و دلم میخواست مربیام در کنارم حضور داشته باشد. اگر او حضور داشت، قطعاً میتوانستیم نتیجه بهتری بگیریم. شرایط اردو و اعزام هم سخت بود. با توجه به شرایط کشور و وضعیت جنگی، نتوانستیم مستقیم به ژاپن برویم. ابتدا به ترکیه رفتیم، سپس به مانیل فیلیپین و بعد به ناگویا رسیدیم.
کوثر درباره بهترین رکوردی که تاکنون ثبت کرده است، می گوید: بهترین رکوردم در مسابقات رسمی داخل کشور، ۳۷ متر و ۴۷ سانتیمتر است که در سایت IPC هم ثبت شده است. رکوردی هم که در بازیهای آسیایی ناگویا ثبت کردم، ۳۷ متر و ۱۵ سانتیمتر بود که به رکورد کشوریام نزدیک است. رقبای اصلی من در مسابقات پاراآسیایی ناگویا ژاپن، ورزشکارانی از چین بودند که قهرمان جهان و پارالمپیک بودند. نفر اول ۴۲ متر و نفر دوم ۴۰ متر پرتاب کرد. نفر اول رکوردشکن جهان بود.
مدالم را به رهبر شهید و کودکان میناب
تقدیم می کنم
از او می خواهیم از احساسش در هنگام دریافت مدال بگوید. این ورزشکار مشهدی بیان می کند: وقتی مدالم را گرفتم، پدرم با من تماس گرفت و خیلی خوشحال بود. این موضوع برایم ارزشمند بود، او گفت که از کسب مدالم بسیار خوشحال شده است. بعد از احوالپرسی و خستهنباشید، مسابقه را با هم بررسی کردیم و درباره عملکرد رقیبانم صحبت کردیم. پدرم گفت که بیدار بوده و مسابقهام را بهصورت آنلاین تماشا میکرده است. مادرم هم برایم به حرم رفته بود و دعا میکرد. وقتی دیدم پدر و مادرم اینقدر خوشحال شدهاند، واقعاً احساس خوبی داشتم. کوثر در پایان می گوید: من مدالم را به رهبر شهیدمان و ۱۶۸ کودک شهید میناب تقدیم کردم؛ کودکانی که شهادتشان داغ بزرگی بر دل همه ایرانیها گذاشت. همچنین، از آقای فرزین بقا مربی دوومیدانی هم تشکر می کنم.
تا کی می خواهی دست مادرت را بگیری؟
کوثر درباره روند ورودش به ورزش دوومیدانی و حضور در مسابقات پاراآسیایی ناگویا می گوید: «من قبلاً تکواندوکار بودم، اما بهخاطر یک بیماری ژنتیکی، از ۱۵ سالگی نابینا شدم. در مدرسه تقوا، مدرسه نابینایان در خیابان فرامرز مشهد، استعدادیابی شدم و من را معرفی کردند تا وارد رشته دوومیدانی شوم. اول با ماده ۴۰۰ متر شروع کردم، اما بهدلیل نداشتن همراه دونده و همچنین این که فیزیک بدنم برای پرتاب مناسبتر بود، حدود دو سال و نیم است که بهصورت حرفهای در ماده پرتاب دیسک فعالیت میکنم.» او ادامه می دهد: تا مدت ها برای رفت و آمد، مادرم من را همراهی می کرد تا این که یک روز که به بهزیستی رفته بودیم، فردی به من گفت: «تا کی میخواهی اینطور باشی و برای راه رفتن دست مادرت را بگیری؟» من را به جامعه نابینایان در خیابان کوهسنگی معرفی کردند. آنجا جهتیابی با عصای سفید و خط بریل را یاد گرفتم و سپس به مدرسه تقوا معرفی شدم؛ دانشآموز مدرسه تقوا نبودم، اما پنجشنبهها کلاسهایی بهعنوان کلاس تلفیقی برای دانشآموزانی که در آن مدرسه تحصیل نمیکردند، برگزار میشد. معلم عربی ما رئیس هیئت نابینایان بود. او من را استعدادیابی و به مربی دوومیدانی معرفی کرد. خدا را شکر که توانستم مسیرم را پیدا کنم.
زمین ورزشی معلولان را گرفتند
کوثر در پاسخ به این سوال که امکانات ورزشی در مشهد برای افرادی مثل او چگونه است، میگوید: متأسفانه تمام وسایلی را که دارم، با هزینه شخصی تهیه کردهام؛ از جمله دیسک، کفش تخصصی و سایر وسایل موردنیاز. حتی ما زمین مناسبی هم برای تمرین نداریم. از مسئولان خواهش میکنم از ما حمایت کنند و امکانات تمرینی بهتری در اختیارمان قرار دهند. وسایل تمرینی، جزو نیازهای اولیه و اصلی یک ورزشکار است و قطعاً اگر امکانات بهتری داشته باشیم، میتوانیم نتایج بهتری کسب کنیم.
قبلاً در مجموعه ورزشی ۱۵ خرداد تمرین میکردیم که مخصوص معلولان بود؛ اما آن جا چمن مصنوعی نصب کردند و مجموعه را از ما گرفتند و گفتند که برای فوتبالیستهاست. اکنون در مجموعه ورزشی کوثر در قاسمآباد، زمان محدودی برای تمرین به من اختصاص دادهاند و گفتهاند فقط در همان ساعتها میتوانم تمرین کنم.
20 ورزشکار، 5 مربی داشتیم
از او می خواهیم برایمان خاطره ای از مسابقه خود بگوید. وی در جواب بیان می کند: نمیتوانم بگویم خاطره تلخی داشتم، اما بزرگترین چالشی که در آن جا با آن مواجه شدم، نبود مربیام بود. پیش از مسابقات هم گفته بودم که ما ۲۰ ورزشکار خانم در بخش پارادوومیدانی بودیم و پنج مربی داشتیم. ورزشکاران بین این پنج مربی تقسیم شده بودند و مربیان نمیتوانستند به همه رسیدگی کنند. من واقعاً شرایط تمرینی خوبی نداشتم و دلم میخواست مربیام در کنارم حضور داشته باشد. اگر او حضور داشت، قطعاً میتوانستیم نتیجه بهتری بگیریم. شرایط اردو و اعزام هم سخت بود. با توجه به شرایط کشور و وضعیت جنگی، نتوانستیم مستقیم به ژاپن برویم. ابتدا به ترکیه رفتیم، سپس به مانیل فیلیپین و بعد به ناگویا رسیدیم.
کوثر درباره بهترین رکوردی که تاکنون ثبت کرده است، می گوید: بهترین رکوردم در مسابقات رسمی داخل کشور، ۳۷ متر و ۴۷ سانتیمتر است که در سایت IPC هم ثبت شده است. رکوردی هم که در بازیهای آسیایی ناگویا ثبت کردم، ۳۷ متر و ۱۵ سانتیمتر بود که به رکورد کشوریام نزدیک است. رقبای اصلی من در مسابقات پاراآسیایی ناگویا ژاپن، ورزشکارانی از چین بودند که قهرمان جهان و پارالمپیک بودند. نفر اول ۴۲ متر و نفر دوم ۴۰ متر پرتاب کرد. نفر اول رکوردشکن جهان بود.
مدالم را به رهبر شهید و کودکان میناب
تقدیم می کنم
از او می خواهیم از احساسش در هنگام دریافت مدال بگوید. این ورزشکار مشهدی بیان می کند: وقتی مدالم را گرفتم، پدرم با من تماس گرفت و خیلی خوشحال بود. این موضوع برایم ارزشمند بود، او گفت که از کسب مدالم بسیار خوشحال شده است. بعد از احوالپرسی و خستهنباشید، مسابقه را با هم بررسی کردیم و درباره عملکرد رقیبانم صحبت کردیم. پدرم گفت که بیدار بوده و مسابقهام را بهصورت آنلاین تماشا میکرده است. مادرم هم برایم به حرم رفته بود و دعا میکرد. وقتی دیدم پدر و مادرم اینقدر خوشحال شدهاند، واقعاً احساس خوبی داشتم. کوثر در پایان می گوید: من مدالم را به رهبر شهیدمان و ۱۶۸ کودک شهید میناب تقدیم کردم؛ کودکانی که شهادتشان داغ بزرگی بر دل همه ایرانیها گذاشت. همچنین، از آقای فرزین بقا مربی دوومیدانی هم تشکر می کنم.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
همعهدی برای آینده درخشان
-
زمین ورزشی معلولان را گرفتند!
-
کابوس ائتلافی نتانیاهو
-
تاکید مجدد شیخ مقاومت بر دستاورد تفاهم
-
پایان یک ادعا یا آغاز یک اعتراف
-
سناریوهای انتخابات کنست و ایران
-
قتل «شکارچی کوهستان »با انگیزه تعرض به قلمرو شکار!
-
وضعیت قرمز دارو زیرسایه بدهی بیمه سلامت
-
ساماندهی ۲ هزار شبهدولتی روی میز سران قوا
-
با همه بیعدالتیها قهرمان شدیم
-
شهید لاریجانی معتقد بود نباید دشمن داخلی بتراشیم


