شهید لاریجانی معتقد بود نباید دشمن داخلی بتراشیم

72 دقیقه گفت وگو با محمدعلی صدری‌نیا تهیه‌کننده مستند «رئیس سازمان»؛ از روایت‌های غیررسمی درباره صداوسیما تا پشت پرده نجات جشنواره فجر توسط شهید لاریجانی

نویسنده: مصطفی قاسمیان

مترجم:

از هفته گذشته که مستند سریالی «رئیس سازمان» به نمایش درآمده، توجهات بسیاری را جلب کرده؛ چراکه پس از مدت‌ها توانسته است روایتی جامع و بی‌پرده از تاریخچه سازمان صداوسیما، به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی ارائه دهد. ما در گفت وگویی 72 دقیقه ای، با سید محمدعلی صدری‌نیا تهیه‌کننده این مستند درباره زوایای پنهان تولید، طیف متنوع چهره‌های مصاحبه‌شونده و ناگفته‌های تاریخی آن به گفت وگو نشسته‌ایم که مرور آن خالی از لطف نیست.

 قسمت‌های اول و دوم مستند در جمع‌هایی از اهالی هنر و رسانه اکران شده. واکنش‌ها چطور بود؟
 خدا را شکر، هم در آن اکران اولیه و هم پس از پخش رسمی قسمت اول، بازخوردهای بسیار مثبتی از سوی چهره‌های رسانه‌ای، اهالی هنر و مخاطبان عام دریافت کردیم. فکر می‌کنم با جلو رفتن قسمت‌ها و ورود مستند به لایه‌ها، حوادث و اتفاقات جدید، این جذابیت حفظ شود و تا پایان، این همراهی و بازخورد مثبت را داشته باشیم.
 از مخاطب عام هم واکنش مثبت گرفتید؟ بازدید بالایی هم در پلتفرم داشتید؟
 پیام‌هایی که از مخاطبانی غیر از چهره‌های رسانه‌ای دریافت کردیم هم مثبت بود؛ کسانی که پای مستند نشستند  تا این جای کار راضی بودند. خوشبختانه فعلاً بازخورد عجیب‌وغریب یا منفی نداشتیم. درباره میزان دقیق دیده‌شدن و آمار دقیق میزان تماشا را باید جویا شوم و جزئیات دقیقش الان خاطرم نیست، اما به عنوان یک مستند که معمولاً آثار این حوزه در پخش و دیده‌شدن مظلوم واقع می‌شوند، این کار توانسته جای خود را در سبد مخاطبان باز کند.
 در کشور ما معمولاً مستندهایی دیده می‌شوند که موضوعات جنجالی داشته باشند، مثلا آثار حسین شمقدری درباره مسائل جنسی که بیننده زیادی پیدا می‌کند، اما این که مستندی درباره تاریخچه سازمان صداوسیما بیننده زیادی پیدا کرده باشد، جالب توجه است.
 خود این مستند ویژگی‌هایی دارد که باعث می‌شود مخاطبان آن را به یکدیگر توصیه کنند. یکی از کارهایی که تلاش کردیم انجام دهیم، گفت وگو با بیش از ۱۰۰ شاهد عینی است. شاید کمتر مستند سریالی با این حجم از تعدد چهره‌ها و شخصیت‌های درگیر در یک واقعه ساخته شده باشد. از طرفی روایت پشت پرده تلویزیون و رادیو هم برای مردم جذاب است و ما وارد پشت پرده تولیدات، اتفاقات و وقایع سیاسی می‌شویم که خودش خلق جذابیت می‌کند. علاوه بر این، کار مماس با تاریخ کشور جلو می‌آید و این‌بار حوادث تاریخی را از درون اتاق پخش تلویزیون روایت می‌کند. مثلاً ماجرای ۱۴ اسفند بنی‌صدر و آن سخنرانی معروف را بارها بررسی کرده‌ایم، اما این‌بار از درون اتاق پخش روایت می‌کنیم که «این را پخش کنیم یا نکنیم؟» چند ساعت تنش و چالش وجود دارد که پخش آن چه پیامدهایی دارد و پخش نکردن چه عواقبی. روایت از درون اتاق رئیس سازمان و اتاق پخش، جذابیت تازه‌ای برای مخاطب دارد.

 طیف مصاحبه‌شوندگان شما بسیار عجیب و متنوع است؛ از دکتر علی لاریجانی که آشنایی شخصی داشتید تا تمام رؤسای سازمان به جز صادق قطب‌زاده. پیمان جبلی، عزت‌ا... ضرغامی، حسن روحانی و حتی چهره مهمی چون محسن مهاجرانی که سال‌هاست حتی عکسی از او منتشر نشده و در دهه ۷۰ کارهای بزرگی انجام داده است. واقعاً ترکیب شگفت‌انگیزی دارید.
 بخش زیادی از طولانی شدن روند تولید این کار که 4 سال طول کشید، به همین موضوع برمی‌گشت. در ابتدا فکر می‌کردیم با حدود ۳۰ مصاحبه می‌توانیم یک روایت جامع داشته باشیم، اما هرچه جلوتر رفتیم دیدیم چهره‌های مهمی وجود دارند که روایتشان باید اضافه شود. مثلاً شوراهای سرپرستی صداوسیما در ابتدای انقلاب چهره‌های مهمی داشتند؛ مانند آقای حسن روحانی، آقای علی جنتی و دکتر حسین غفاری. رایزنی با آن‌ها و روایت‌های ناگفته‌شان بسیار حیاتی بود. لیست ۳۰ نفره ما به ۴۰، ۵۰، ۶۰ و در نهایت ۱۰۰ نفر رسید. اگر حوصله می‌کردیم، این پروژه می‌توانست با ۵۰۰ نفر از هنرمندان، کارگردانان، تهیه‌کنندگان و مجریان ادامه پیدا کند، اما مجبور بودیم مرزی برای آن تعیین کنیم. جالب است بدانید بخشی از این پژوهش، اکتشافی بود؛ چراکه دانش درباره تاریخ صداوسیما در کشور ما بسیار پایین است. همین الان اگر مدیران شبکه‌ها را در ویکی‌پدیا جست وجو کنید، می‌بینید که پر از اشتباه است. حتی سایت‌های رسمی شبکه‌های تلویزیونی و گزارش‌های تخصصی برخی روزنامه‌ها دچار خطاهای تاریخی درباره دوره‌های مدیریتی افراد هستند. ما مجبور بودیم دانه دانه پیدا کنیم که فلان مدیر در چه تاریخی آمده و نفر قبل و بعدش چه کسی بوده است. حتی به شخصیت‌هایی برخوردیم که نامی از آن‌ها در تاریخ رسمی نیست؛ مثلاً در قسمت سوم به داستانی فوق‌العاده جذاب می‌رسیم که فقط یک خط نام از فرد در اینترنت بود، اما داستان مفصلی در دوره حضورش در سازمان رخ داده بود. این کمبود دانش تاریخی ضربه بزرگی به ما زده، چون با این دانش کم درباره سازمان حرف زده‌ایم، نقد کرده‌ایم و حتی در سطوح آینده مدیریت کرده‌ایم. تلاش ما این بود که با این مجموعه گفت وگوها، مرجعی قابل اتکا برای سال‌ها پژوهش و مدیریت رسانه خلق کنیم. درباره آقای محسن مهاجرانی هم بگویم که نزدیک به 4 سال پیگیر آقای مهاجرانی بودیم. ایشان به دلیل تواضع فوق‌العاده‌شان حاضر به گفت وگو نبودند، با این که یکی از مدیران بسیار مهم و اثرگذار در تاریخ صداوسیما هستند. ایشان می‌گفتند حرفی برای گفتن ندارند و ۲۲ سال بود که صحبت نکرده بودند! در نهایت ایشان آخرین نفری بودند که به لیست ما اضافه شدند و یک گفت وگوی 3-4 ساعته با ایشان گرفتیم. بعد از گفت وگو به ایشان گفتم بعد از چهار سال بالاخره انجام شد. ایشان گفتند «فلانی ۲۰ سال است دنبالم است و شما هم اگر دیدید گفت وگو به درد نمی‌خورد کنار بگذارید!» در حالی که انتشار کامل این گفت وگو برای هر کسی که می‌خواهد کار رسانه‌ای کند، یک کلاس درس است.
 گویا نسخه کامل این مصاحبه‌ها قرار است در قالب کتاب هم منتشر شود که قطعاً فرصت مغتنمی برای شناخت بهتر سازمان صداوسیما برای عده‌ای مثل روزنامه‌نگاران این حوزه است.
 نگارش و تدوین کتاب این مستند تقریباً به پایان رسیده است و تنها چند مصاحبه جدید در حال تکمیل است. تلاش می‌کنیم تا دو ماه آینده، کتاب «رئیس سازمان» را منتشر کنیم تا روایت بسیار کامل‌تری از وقایعی که در مستند به دلیل محدودیت فرم و زمان ناچار به حذف یا کوتاه کردنشان بودیم، ارائه شود. این کتاب می‌تواند مرجعی قابل اتکا برای اهالی رسانه باشد.

 شما در مستند با صراحت از «انقلابیون کارنابلد» در روزهای اول انقلاب صحبت می‌کنید و موضوعاتی مانند نمایش تظاهرات زنان بی‌حجاب در ابتدای انقلاب و چالش‌های پیرامون آن را مطرح می‌کنید. درباره این جسارت توضیح می‌دهید؟
 تلاش ما در این مستند این بود که واقعیت را به دقت منتقل کنیم. در مستند تاریخی نباید از ارائه روایت واقعی ترسید. اگر بخش‌هایی را سانسور کنیم یا نگوییم، زمینه ایجاد می‌شود تا دیگران روایت دروغین جایگزین آن کنند. از همان ابتدا با آقای بلوکات کارگردان تصمیم گرفتیم که روایت واقعی ارائه دهیم. وقتی با چهره‌های شاخص آن زمان گفت وگو می‌کنیم، مثلاً دکتر حداد عادل که از روزهای دوم و سوم برای نوشتن متن و محتوا به پخش رفته بود، صراحتاً می‌گوید: «ما ابتدای کار در این زمینه‌ها کاملاً پیاده بودیم و زمینه کار را نداشتیم.» حتی برخی مدیران تلویزیون در خانه‌هایشان تلویزیون نداشتند یا اصلاً آن را نگاه نمی‌کردند، اما باید سازمان را اداره می‌کردند! این باید درست روایت شود. درباره ماجرای حجاب و تظاهرات روزهای اول هم ما سعی کردیم روی صندلی صادق قطب‌زاده بنشینیم و ببینیم چه چالش‌هایی پیش روی او بود؛ از هجوم گروه‌ها و احزاب مختلف برای پخش بیانیه‌ها گرفته تا تظاهرات مختلف. سعی کردیم بدون ارزش‌گذاری مثبت یا منفی، واقعه و تأثیر آن را بر روند مدیریت سازمان روایت کنیم.
 چطور سازمان هنری رسانه‌ای اوج به عنوان تهیه‌کننده و شما به عنوان سازنده توانستید طیف‌های مختلف سیاسی -از این طرف تا آن طرف- را کنار هم جمع کنید؟ این مثل آن است که بگوییم یک سیاستمدار توانسته همزمان از موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی رأی بگیرد!
 روزی که کار با دوستان سازمان اوج مطرح شد، یک تعهد حرفه‌ای با هم گذاشتیم و خوشبختانه پای آن ماندند که نقطه قوت کار است. شاید هر سازمان تولیدکننده‌ای این نگاه حرفه‌ای را نداشته باشد؛ این که حب و بغض‌های شخصی، ناراحتی‌های روزمره و گرایش‌های سیاسی را وارد روایت تاریخ نکنیم. هرچه پروژه از ۳۰ مصاحبه به ۱۰۰ مصاحبه گسترش پیدا کرد، این نگاه حرفه‌ای پخته‌تر شد. در بسیاری از وقایع، دو نگاه کاملاً متضاد را روبه روی هم گذاشتیم؛ مثلاً درباره این که در فلان مقطع تصفیه‌ها چقدر جدی بوده، دو دیدگاه مختلف را طرح کردیم تا مخاطب خود قضاوت کند. درباره مسائل سیاسی و انتخابات هم همین‌طور. فاصله ۳۰ تا ۴۰ ساله از وقایع باعث می‌شد حافظه آدم‌ها گاهی دچار خطا شود، به همین دلیل صحت‌سنجی روایت‌ها از طریق تطبیق گفته‌های طرفین مختلف یک فرایند طولانی و سخت بود. اگر افرادی مانند صادق قطب‌زاده یا ابوالحسن بنی‌صدر زنده بودند، حتماً روایت آن‌ها را هم می‌گرفتیم. جالب این جاست که بعد از پخش قسمت اول، برخی چهره‌هایی که ابتدا حاضر به همکاری نشده بودند، با دیدن مدل روایت مستند، ابراز تمایل کردند که روایت خود را ارائه دهند.

 یکی از بخش‌های خاص این مستند، گفت وگو با شهید دکتر علی لاریجانی است که مستند نیز با پایان دوره ریاست ایشان به پایان می‌رسد. مصاحبه با ایشان چطور شکل گرفت؟
 اولین بار سال ۱۴۰۱ به بهانه برنامه «ملک سلیمان» در سالگرد شهادت حاج قاسم از نزدیک ایشان را دیدم. آن جا به ایشان گفتم که مشغول ساخت مستندی درباره تاریخ صداوسیما هستیم. ایشان خندیدند و گفتند: «من خیلی اهل گذشته نیستم، بروید با افراد دیگر مصاحبه کنید.» سال ۱۴۰۳ که حدود ۳۰ تا ۵۰ مصاحبه انجام شده بود، گزارش کار را به ایشان ارائه دادیم. وقتی متوجه جامعیت خطوط روایت شدند، پذیرفتند و وقت گذاشتند. جالب این جاست که ایشان تقویم‌ها و دست‌نوشته‌های زمان مسئولیت خود از سال‌های ۵۹ و ۶۰ که حدود ۵-۶ ماه مدیرعامل سازمان بودند و سپس دو دوره ۱۰ ساله ریاست را با خود آورده بودند و حتی نشان می‌دادند که برخی نامه‌های محرمانه آقا در آن دوران در تقویم‌هایشان بود. آن گفت وگوی صریح و چالشی بسیار ارزشمندی شد.
 شما در سال‌های اخیر در سفرهای مختلف و همچنین در حوزه دبیری شورای عالی امنیت ملی، حشر و نشر نزدیکی با ایشان داشتید. درباره وجهه فرهنگی بگویید که در سال‌های اخیر به علت مسئولیت‌های سیاسی‌شان مغفول مانده.
 غلبه نگاه فرهنگی دکتر لاریجانی کاملاً محسوس بود. پایه‌ و اساس شخصیت ایشان فرهنگی بود؛ از دوران وزارتش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و تصمیمات بزرگی مثل موضوع ویدئو گرفته تا دوران ریاست صداوسیما که رضایت رهبر معظم انقلاب را جلب کرد. در دوران دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز این نگاه کاملاً دیده می‌شد. تحلیل ایشان در مقطع فشارها و تحریم‌ها این بود که غربی‌ها به دنبال به‌هم‌ریختگی داخلی هستند و راه مقابله با آن، ایجاد مقاومت ملی و انسجام اجتماعی است. ایشان بارها تأکید داشتند که چتر رسانه باید فراگیرتر شود و نگاه‌های مختلف در رسانه ملی و سایر رسانه‌ها دیده شوند تا انسجام ملی حفظ شود. مثلاً خاطرم هست در مقطعی که یکی از روزنامه‌ها خطای تندی مرتکب شده بود و صحبت از توقیف آن بود، توصیه ایشان این بود که به جای برخورد قهری، با آن‌ها گفت وگو شود. نگاه ایشان این بود که ما دشمن خارجی داریم و نباید دشمنی‌های داخلی بتراشیم. البته ایشان شخصیت بی‌مبنایی نبودند که بگویند هرج و مرج شود، بلکه معتقد بودند اگر خطایی صورت می‌گیرد، باید از مسیر عاقلانه و بدون ایجاد انشقاق اصلاح شود. حتی در ماه‌های اخیر، ایشان پیگیر بازگشت برخی چهره‌ها و مجریان تلویزیون که روی آنتن نبودند مانند احسان علیخانی، مهران مدیری و رامبد جوان بودند تا با رفع موانع، به تقویت انسجام اجتماعی کمک کنند. در حوزه سیاسی نیز ایشان همواره توصیه به شکل‌گیری فضای گفت وگو میان طیف‌های مختلف مشابه مناظره‌های معروف دهه ۶۰ صداوسیما از شهید بهشتی تا دکتر سروش و مصباح یزدی داشتند.

 روایتی شنیده‌ام درباره نقش آقای دکتر لاریجانی در برگزاری جشنواره فیلم فجر چهل‌وچهارم در بهمن ۱۴۰۴ که جشنواره در فضای بسیار خاص و تلخی پس از حوادث دی‌ماه برگزار شد و بسیاری از تهیه‌کنندگان، کارگردانان و بازیگران نیامدند و فضای هنرمندان تا حد زیادی منفی بود. آیا درست است که آقای لاریجانی به برگزاری این دوره کمک کردند؟
 بله، درست است. جشنواره فجر در آن مقطع بعد از حوادث دی‌ماه و در فضایی بسیار تلخ برگزار می‌شد. از طرفی، برخی هنرمندان در آن فضای پرغبار کنش‌ها یا فعالیت‌های رسانه‌ای کرده بودند که طبیعتی از برخوردها را به دنبال داشت و جشنواره را به سمت حاشیه و ضعیف برگزار شدن می‌برد. یادم هست جلسه‌ای با حضور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونان ایشان و آقای دکتر لاریجانی برگزار شد تا درباره این مواجهه بحث شود. آقای لاریجانی در عین حال که گله‌مند بود چرا برخی هنرمندان در چنین شرایط حساسی که دشمن با پشتیبانی مسلحانه و رفتارهای داعشی به میدان آمده، کنش‌های سنجیده‌ای ندارند و مرز خود را مشخص نمی‌کنند، اما مدیریت کلانی به خرج دادند تا به جای برخوردهای قضایی، مسیر بر پایه گفت وگو، اقناع و جبران پیش برود. این رویکرد فضا را در مرحله اول آرام کرد. ایشان در ادامه، انواع و اقسام کمک‌ها را به جشنواره کردند؛ تا جایی که مدیران وزارت ارشاد در یک جلسه عمومی آمدند و از ایشان تشکر کردند و گفتند «اگر شما نبودید، جشنواره امسال برگزار نمی‌شد.» ایشان در طول جشنواره چند جلسه برای بررسی موضوعات برگزار کردند و با شناخت دقیق از جنس اهالی فرهنگ و هنر، فضا را مدیریت کردند.
 آن هم در حالی که ایشان عالی‌ترین مقام امنیتی کشور بودند!
 بله. جالب است بدانید در همین ایام، ایشان 3 فیلم را با حضورعوامل در دبیرخانه دیدند: فیلم‌های «بچه مردم»، «سرزمین فرشته‌ها» و «نیمه‌شب». حتی در پاسخ به درخواست آقای محمدی برای کمک به پخش جهانی فیلم «سرزمین فرشته‌ها» توسط انستیتو فیلم دوحه که متعلق به خواهر امیر قطر است، آقای لاریجانی که در روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن سفری به عمان و قطر داشتند، به آقای منوچهر محمدی گفتند: «بیایید در این سفر همراه ما باشید تا فیلم را به قطری‌ها معرفی کنید.» آقای محمدی بعداً گفتند فکر نمی‌کردم وسط این حجم از جنگ، مذاکره و تنش، آقای دکتر لاریجانی دغدغه معرفی جهانی فیلم من را داشته باشد! با این که آقای محمدی به دلیل اختتامیه جشنواره نتوانستند بیایند، اما تیزر و بروشور جهانی فیلم داده شد و آقای لاریجانی آن جا با نخست‌وزیر قطر صحبت کرد. البته بعداً با تشدید فضای جنگ، پیگیری‌ها متوقف شد، اما این نشان می‌دهد که ایشان به عنوان یک چهره فرهنگی، اهمیت و ارزش یک اثر هنری را در سطح جهانی درک می‌کرد.
 این صحبت‌ها من را یاد گذشته انداخت؛ حدود سال‌های ۹۰ و ۹۱ که شما را به عنوان فعال رسانه‌ای با مجموعه طنز «دکتر سلام» در فضای مجازی و سایت «دانشجو» می‌شناختیم. آن مجموعه طنز اصلاً نگاه مثبتی به آقای لاریجانی و طیف سیاسی‌اش نداشت؛ به‌ویژه در موضوع برجام. چطور شد که فردی مثل شما بعد از ۱۰-۱۵ سال به یکی از چهره‌های نزدیک به ایشان تبدیل شدید؟
 مجموعه طنز «دکتر سلام» اثر قابل دفاعی بود و ما آن جا هم با چارچوب و مبانی مشخص حرکت می‌کردیم. ما حتی همان موقع هم با نگاه‌های افراطی و انتقادهای تندِ بی‌مبنا و به قول آقای لاریجانی جریانی که دنبال «خالص‌سازی» و پیاده کردن آدم‌ها از قطار انقلاب بود، زاویه داشتیم. در یکی از جشن‌هایمان، حجت‌الاسلام زائری سخنران اصلی ما بود و دقیقاً همین نکته را گفت که نباید دایره خودی‌ها را این‌قدر تنگ کنیم. در مواجهه با برجام نیز برخلاف تندروهایی که به مذاکره کنندگان برچسب های تند می زدند.ما سعی می‌کردیم با همان نگاه رهبری که تیم مذاکره‌کننده را «امین» می‌دانستند، حرکت کنیم و همزمان تندروی‌های هر دو طرف را نقد می‌کردیم، اما ماجرا این است که وقتی بعدتر روایت دقیق پشت‌صحنه تصویب برجام و واقعیت‌های آن را شنیدم، فهمیدم روایتی که آن زمان در جامعه غالب شده بود، تمام حقیقت نبود. کارهایی در شورای عالی امنیت ملی و ارکان نظام طی شده بود که ابعاد دیگری داشت. تصویر شخصی من از آقای لاریجانی نیز تا پیش از آشنایی مستقیم، همان تصویر برساخته رسانه‌ها بود. اما وقتی از نزدیک با ایشان آشنا شدم، دیدم چقدر فاصله میان واقعیت شخصیت ایشان با سلامت نفس، تدین، تواضع و دقت تحلیل ایشان با آن تصویر رسانه‌ای وجود دارد. افرادی که دهه‌ها با ایشان زیست کرده بودند می‌گفتند ایشان همیشه همین‌طور بوده است. وقتی می‌بینید در بحران‌ها مثل زمان حمله داعش به مجلس یا در روز قدس زیر باران موشک و خطر جانی، چطور برای نمایش تصویر ثبات به کشور وسط میدان می‌آید، درک آدم کامل‌تر می‌شود. جلسات هفتگی یا دوهفته یک ‌بار ایشان با اهالی رسانه، دانشجوها و اساتید باعث می‌شد خیلی از سوءتفاهم‌ها با گفت وگوی بی‌پرده حل شود.
​​​​​​​
 اگر خاطره یا موردی از سبک کاری و مدیریتی ایشان دارید که کمتر شنیده شده، بفرمایید.
 یکی از ویژگی‌های بارز ایشان این بود که برخلاف تصوری که از حفظ پروتکل‌های تشریفاتی و شأنیت درباره مقامات سراغ داریم، اصلاً در بند این چیزها نبود و معتقد بود کار کشور نباید روی زمین بماند. یادم هست برای جلسه‌ای مهم دعوت شده بودم اما می‌گفتند به لحاظ پروتکلی شاید شأن دبیرخانه نباشد که کسی در آن جلسه حضور پیدا کند. موضوع را به آقای لاریجانی گفتم؛ ایشان فرمودند: «من خیلی قائل به این بازی‌های شأن و تشریفات نیستم؛ با شانِ خالی کار کشور جلو نمی‌رود. شما حتماً شرکت کنید و کار را پیگیری کنید.» در زمینه مدیریت کلان و حل گره‌ها نیز ایشان یک مدیر مسئله‌حل‌کن تمام‌عیار بود. کسانی که سابقه حضور در جلسات مذاکره با هیئت‌های خارجی مثلاً هیئت روسی برای کریدور شمال به جنوب را داشتند، تعریف می‌کردند که چقدر ذهن منظمی داشتند. مشکلات پروژه‌ای که یک سال در گلوگاه‌های اداری گیر کرده بود، ایشان در همان جلسه با هیئت خارجی دانه دانه بررسی کرد، گلوگاه‌ها را پیدا کرد، دستور رفع داد و گفت دو هفته دیگر بیایید تحویل بگیرید! وقتی یک ماه بعد آن هیئت آمدند، دیدیم به اندازه دو سال پیشرفت حاصل شده بود. نکته دیگر، تلاش شبانه‌روزی ایشان برای برداشتن سایه جنگ از سر کشور بود. در عین این که کاملاً می‌دانستند غربی‌ها به دنبال بهانه‌تراشی و به هم ریختن امنیت داخلی هستند، اما از طریق سفر به عمان، قطر، امارات و مسکو، سفرهای دیپلماتیک فشرده‌ای را برای مدیریت بحران انجام دادند. ایشان حتی در جلسات خصوصی با چهره‌های منتقد یا اصلاح‌طلب، پشت‌صحنه تصمیمات، پیشنهادها و بدعهدی‌های طرف مقابل را با استدلال روایت می‌کردند و بسیاری از منتقدان پس از شنیدن این روایت‌ها قانع می‌شدند. این‌ها تلاش‌های بزرگی بود که با هدایت رهبری انجام شد و روزی که ابعاد کامل آن باز شود، ارزش واقعی‌اش بیشتر مشخص خواهد شد.
10 صفحه اول