سناریوهای انتخابات کنست و ایران
نویسنده: محسن فایضی
مترجم:
شمارش آرا در انتخابات اسرائیل تمام شد، اما معمای قدرت هنوز حل نشده باقی مانده است. نه نتانیاهو آنقدر شکست خورده که بتوان پایان کارش را اعلام کرد و نه آیزنکوت آنقدر دست بالا را دارد که بتواند از همین حالا خود را نخستوزیر آینده بداند.
معادلهای که روی کاغذ ساده به نظر میرسید، حالا به ائتلافسازی، نقش احزاب عرب و البته بازیگری
قدیمی ترین و مرموزترین سیاستمدار رژیم صهیونیستی گره خورده که هنوز میتواند قواعد بازی را به نفع خود تغییر دهد؛ یعنی نتانیاهو.
چند سناریو پیش روی اسرائیل است: ائتلاف آیزنکوت با احزاب عرب، شکست تلاشها و تکرار انتخابات، یا بازگشت نتانیاهو به صحنه ائتلافسازی از مسیر جذب بخشی از رقبای خود. البته گزینه چهارمی هم در محاسبات سیاسی نتانیاهو و متحدانش قابل تصور است: ساختن دولتی موسوم به وحدت ملی، آن هم پس از ایجاد یک بحران امنیتی تازه و احتمالاً جنگی دیگر با ایران؛ سناریویی که میتواند حمایت ترامپ را نیز با خود همراه کند.
در مورد سناریوی اول؛ آیا آیزنکوت با اعراب دولت میسازد؟
مشارکت بالای رأیدهندگان عرب، یکی از مهمترین پیامهای این انتخابات است. اگر این مشارکت به قدرت واقعی در معادلات تشکیل دولت تبدیل شود، دیگر نمیتوان از جامعه عربی اسرائیل صرفاً بهعنوان حاشیهای انتخاباتی سخن گفت. اما فاصله میان رأیدادن و ائتلافسازی، فاصله کمی نیست. آیزنکوت باید توضیح دهد که چگونه میخواهد با احزاب عرب به توافق برسد و همزمان، مخالفان این همکاری را در اردوگاه خود مهار کند.
اگر این ائتلاف شکل بگیرد، اعراب و نسبت آنها با معادلات قدرت وارد مرحله جدیدی میشود.
معمای دوم؛ انتخابات دوباره یا دولت وحدت ملی؟
اگر نه نتانیاهو و نه آیزنکوت نتوانند اکثریت بسازند، اسرائیل ممکن است بار دیگر پای صندوق رأی برود. این سناریو برای نتانیاهو الزاماً شکست نیست؛ برعکس، میتواند فرصتی برای خرید زمان، بازسازی ائتلاف راست و تغییر دستورکار سیاسی باشد. در چنین فضایی، یک بحران امنیتی بزرگ میتواند همهچیز را تحتالشعاع قرار دهد و جامعه را بهجای پرسش از عملکرد دولت، حول مسئله امنیت بسیج کند.
این همان نقطهای است که احتمال جنگ با ایران باید جدی گرفته شود؛ نه بهعنوان نتیجه قطعی انتخابات، بلکه بهعنوان یکی از ابزارهای بالقوه تغییر معادله سیاسی. آیزنکوت نیز با هشدار درباره استفاده سیاسی از امنیت، به همین خطر اشاره کرده است. حمایت ترامپ از نتانیاهو هم میتواند به تقویت موقعیت او کمک کند و به باور برخی سناریوی مطلوب مشترک نتانیاهو_ترامپ همین جاست. لذا ایده دولت وحدت ملی نیز قابل تأمل است. نتانیاهو ممکن است تلاش کند با برجستهکردن یک تهدید خارجی، بخشی از مخالفان خود را به همکاری وادارد؛ اما چنین دولتی، حتی اگر تشکیل شود، لزوماً به معنای پایان اختلافات داخلی نخواهد بود. بحرانهای انباشته اسرائیل با یک توافق سیاسی موقت از میان نمیروند.
اما پرسش اصلی؛ برای تهران تاثیر انتخابات چیست؟
آیا با رفتن یک نخستوزیر، راهبرد اسرائیل در برابر ایران ناگهان تغییر میکند؟ قطعاً نباید چنین سادهاندیشانه به مسئله نگاه کرد. جریان های صهیونیستی، با همه تفاوتهای سیاسیشان، در بسیاری از موضوعات امنیتی اشتراک دارند. آیزنکوت نه چهرهای بیرون از ساختار قدرت است و نه مخالف اصل تقابل با جمهوری اسلامی. بنابراین، رفتن نتانیاهو را نباید معادل پایان تهدید اسرائیل دانست. اما سوی دیگر ماجرا هم به همین اندازه مهم است.
نتانیاهو صرفاً یک نخستوزیر نیست؛ او طی سالهای طولانی، شبکهای از ارتباطات سیاسی، منطقهای و بینالمللی ساخته و در اثرگذاری بر محاسبات آمریکا تجربه انباشتهای دارد. او میداند چگونه پرونده ایران را به محور سیاست خارجی واشنگتن تبدیل کند، چگونه میان تهدید امنیتی و فرصت سیاسی پیوند بزند و چگونه از بحرانهای منطقهای برای تقویت موقعیت خود بهره ببرد. حذف چنین فردی از رأس قدرت، حتی اگر ساختار اصلی سیاست اسرائیل باقی بماند، به معنای از دست رفتن بخشی از این ظرفیت انباشته است.
مسئله دیگر، پیوندی است که نتانیاهو و متحدانش طی سالهای گذشته میان دولت اسرائیل و بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، بهویژه جریان سلطنتطلب، ساختهاند. این پیوند، در سطح افکار عمومی ایران نیز پیامدهایی داشته است. کنار رفتن نتانیاهو میتواند بخشی از این تصویر سیاسی را تضعیف کند؛ هرچند نباید انتظار داشت با تغییر یک چهره، همه این مناسبات از میان برود.
از سوی دیگر، تجربه دولتهای ائتلافی و اختلافات سیاسی در اسرائیل نشان داده است که تکثر در کابینه میتواند هزینه تصمیمگیری را افزایش دهد. البته اختلاف داخلی الزاماً به کاهش تهدید نظامی منجر نمیشود؛ گاهی رقابت سیاسی حتی به رفتارهای تهاجمیتر میانجامد. با اینحال، تضعیف تمرکز قدرت و کاهش توان اجماعسازی یک سیاستمدار باتجربه، برای محاسبات امنیتی ایران بیاهمیت نیست.
شاید بتوان گفت: سگ زرد، برادر شغال نیست؛ و هر شغالی هم مثل دیگری عمل نمیکند.
در نهایت، رفتن نتانیاهو به سود ایران است؛ نه از آن رو که جانشین او الزاماً رویکردی دوستانه خواهد داشت، بلکه چون کنار رفتن یکی از مهمترین معماران تقابل با ایران، دستوردهنده ترور رهبران بزرگ، ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک انباشتهشده در رأس این تقابل را کاهش میدهد. گاهی حذف یک بازیگر، بهتنهایی پایان بازی نیست؛ اما میتواند بازی را برای طرف مقابل دشوارتر کند.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده
-
همعهدی برای آینده درخشان
-
زمین ورزشی معلولان را گرفتند!
-
کابوس ائتلافی نتانیاهو
-
تاکید مجدد شیخ مقاومت بر دستاورد تفاهم
-
پایان یک ادعا یا آغاز یک اعتراف
-
سناریوهای انتخابات کنست و ایران
-
قتل «شکارچی کوهستان »با انگیزه تعرض به قلمرو شکار!
-
وضعیت قرمز دارو زیرسایه بدهی بیمه سلامت
-
ساماندهی ۲ هزار شبهدولتی روی میز سران قوا
-
با همه بیعدالتیها قهرمان شدیم
-
شهید لاریجانی معتقد بود نباید دشمن داخلی بتراشیم


