تنهایی موسیقی ایرانی

محمدرضا دستگاه دار، که سابقه آهنگ‎سازی برای آلبوم «هماگون» با صدای وحید تاج را در کارنامه دارد، از دلایلی می‌گوید که موسیقی ایرانی را به حاشیه رانده است

نویسنده:

مترجم:

 بسیاری از مسئولان فرهنگ و هنر کشور، قاطعانه موسیقی ایرانی را میراث ماندگار فرهنگی می‌نامند، اما وقتی نوبت به حمایت از هنرمندانش می‌رسد، سهم این موسیقی چیزی در حد هیچ است. به اعتقاد بسیاری از اهالی موسیقی اصیل ایرانی، بی عملی تنها عملکرد تعداد زیادی از مسئولان و تصمیم‎گیران این حوزه به شمار می آید. شمار زیادی از این هنرمندان معتقدند موسیقی ایرانی کاملا به حال خودش رها شده است.  در چنین شرایطی، چطور می‌توان از ماندگاری موسیقی ایرانی سخن گفت، وقتی برخی  فعالانش برای تأمین هزینه یک اجرا هم با بن‌بست روبه‌رو هستند؟ محمدرضا دستگاه دار که سابقه آهنگ‎سازی برای تعدادی از خوانندگان از جمله وحید تاج  در آلبوم «هماگون» و همچنین برنامه گذاری موسیقی ایرانی را در کارنامه کاری خود دارد، در گفت و گو با خراسان  از دلایلی می‌گوید که موسیقی ایرانی را به حاشیه رانده است.

  به اعتقاد تعدادی از  فعالان حوزه موسیقی ایرانی، حال این ژانر از موسیقی ما خوب نیست. دلیل سرخوردگی هنرمندان این عرصه را در چه می دانید؟
هنرمندان، به‌ویژه هنرمندان موسیقی ایرانی، به‌شدت تنها هستند و عملا حمایتگری وجود ندارد. بسیاری از آموزشگاه‌های موسیقی دچار رخوت و ایستایی شده‌اند. هزینه‌های استودیو، میکس و مستر، نوازنده‌ها و ضبط یک قطعه به شدت بالا رفته است. از طرف دیگر، به‌دلیل سرازیر شدن مخاطبان به سمت  انواع دیگر موسیقی، هنرمندان موسیقی ایرانی چند سالی است مخاطبان پرشماری ندارند و بلیت‌فروشی‌ها  کاهش چشمگیری یافته است.
به نظر من، هم‎اکنون اشتیاقی میان سرمایه‌گذاران برای برگزاری کنسرت موسیقی ایرانی وجود ندارد. بازار موسیقی به سمت دیگری رفته و تهیه‌کنندگان به‌دلیل کاهش درآمدزایی در این حوزه ، حمایت چندانی از آن نمی‌کنند. در نتیجه تعداد زیادی از آهنگ‎سازان، خوانندگان و نوازندگان کشور که در این عرصه فعالیت می‌کنند، عملاً تلاش‎هایشان دیده نمی‌شود.

  از موضوع نبود تهیه‌کنندگان که بگذریم، یکی از مسائل دیگر، نبود سالن استاندارد در شهرستان ها برای اجرای موسیقی است. در این باره توضیح دهید.
اگر بخواهیم مصداقی صحبت کنیم، در خراسان و به ویژه مشهد اتفاقاً سالن‌های استاندارد بسیار خوبی برای اجرای موسیقی صحنه‌ای داریم؛ اما این سالن‌ها در اختیار ارگان‌ها و نهادهای مختلف هستند و برای اجراهای پژوهشی تنها یک سالن در نظر گرفته شده است. این در حالی است که برخی گروه‌های موسیقی ایرانی غیرخراسانی، هنگام سفر به مشهد، در سالن‌های متعلق به نهادهای دولتی مجوز اجرا می‌گیرند. اما خراسانی ها اجازه اجرا در همین سالن ها را ندارند.
حالا شاید برخی گروه ها و تهیه کننده ها قید سالن استاندارد را بزنند و در هر سالنی، با هر شرایطی  اجرا کنند؛  اما من به‌عنوان تهیه‌کننده‌ ، حاضر نیستم در محلی غیراستاندارد اجرای موسیقی برگزار کنم. وقتی اجراها به سمت سالن های غیراستاندارد برود در نتیجه، اجراهای بی‌کیفیتی به مخاطبان تحویل داده می شود و دست آخر مخاطب می بیند هزینه بلیت را پرداخته اما یک اجرای بی کیفیت تحویل گرفته است. نتیجه اش هم می شود این که از موسیقی دلزده شود.
​​​​​​​
  قیمت بلیت کنسرت‌ها در موسیقی پاپ و موسیقی سنتی اختلاف زیادی با یکدیگر دارد. به نظر شما این نوع قیمت‌گذاری منطقی است؟
فضای موسیقی پاپ و سنتی دو دنیای متفاوت است و نمی توان این ها را با هم مقایسه کرد. اما باید بگویم ، در کل موسیقی ایرانی مهجور مانده است. مثلا همین چند سال پیش ما در شهر یزد با خوانندگان و نوازندگان نامدار موسیقی ایرانی روی صحنه رفتیم؛ در این شهر یک اجرا به ما اختصاص دادند و چهار اجرا به موسیقی پاپ.
گروه ما با تمام توانمندی‌هایش ظرف ۱۰ روز یک سالن را پر ‌کرد، اما گروه پاپ در ۱۰ دقیقه اول همان سالن را پر ‌کرد. بلیت اجرای گروه ما (که موسیقی ایرانی بود)، ۴۰۰ هزار تومان و بلیت گروه‌های پاپ یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بود. 
اگر بخواهم درباره موسیقی‌ای که خودم در آن فعالیت می‌کنم صحبت کنم، یعنی موسیقی ایرانی، این نوع قیمت‌گذاری بسیار اشتباه است؛ چون همان‌طور که گروه پاپ هزینه سالن، اجرا و نوازنده و... دارد، ما هم این هزینه‌ها را داریم. وقتی در یکی از ادارات کل فرهنگ و ارشاد به پایین بودن قیمت بلیت کنسرتمان در مقایسه با هزینه‌های جاری اعتراض کردیم، با این پاسخ روبه‌رو شدیم که «موسیقی سنتی بیشتر از این کشش ندارد.»
حقیقت این است که با بلیت زیر یک میلیون تومان، توجیه مالی برای فعالیت در این حوزه موسیقی وجود ندارد؛ در حالی که تمام مسئولان این حوزه، موسیقی ایرانی را میراث فرهنگی ماندگار ما می‌دانند، اما حمایت‌ها بسیار ناچیز است.

  درباره آسیب ورود  تهیه‌کنندگان غیرمتخصص به حوزه موسیقی هم توضیح دهید.
وقتی تهیه‌کننده‌ای از دل موسیقی بیرون بیاید و وارد این حوزه شود، همه‌چیز برایش در پول خلاصه نمی‌شود و سعی می‌کند هر اجرایی را، چه در موسیقی پاپ و چه در موسیقی ایرانی، به بهترین شکل ممکن برگزار کند.
اما اگر تهیه‌کننده‌ای که تخصصش موسیقی نیست، وارد این حوزه شود، در نخستین قدم، از نوازندگان ضعیف و سالن‌های غیراستاندارد استفاده می‌کند تا هزینه‌ها را پایین بیاورد و درآمدش را افزایش دهد. 

  به نظر شما چه عواملی بازار موسیقی ایرانی را کوچک کرده یا کوچک نگه داشته است؟
عوامل زیادی وجود دارد؛ از مجوز انتشار ودرآمد پایین فعالان این حوزه گرفته تا مهاجرت خوانندگان و نوازندگان مطرح؛ صداوسیما هم حمایت نمی‌کند و عملاً معلوم نیست چه موسیقی‌ای از این رسانه پخش می‌شود. تهیه‌کنندگان غیرمتخصص و پلتفرم‌هایی که موسیقی ایرانی را کاملاً فراموش کرده‌اند نیز از دیگر عوامل این وضعیت هستند.

  و سخن پایانی؟
امروز وضعیت صدور مجوزها دچار نابسامانی های زیادی در کل فضای موسیقی است و شاهد اجراهای بی کیفیت زیادی هستیم. افرادی که مجوزها را صادر می‌کنند، باید در همه حوزه‌های موسیقی، پیش از صدور مجوز، همه جوانب اجرای خوانندگان را بررسی کنند و چنان‎چه آن اجرا کیفیت لازم را داشت، مجوز صادر کنند تا از این نابسامانی خارج شویم. 
10 صفحه اول