انیمیشن، موتور پول سازی سینمای ایران

پویانمایی‌های ایرانی چگونه از سایر فیلم‌های ایرانی سودآورتر شدند؟

نویسنده: مصطفی قاسمیان

مترجم:


پنج شنبه 30 مهرماه بالاخره پس از مدت‌ها تولید، سریال انیمیشنی «بچه زرنگ: گروه نجات جنگل» به شبکه نمایش خانگی می‌آید و در پلتفرم فیلم‌نت منتشر خواهد شد؛ مجموعه‌ای که پس از موفقیت سینمایی «بچه زرنگ» تولید شده و قرار است ماجراهای تازه‌ای از جهان این پویانمایی را روایت کند. این اتفاق، بیش از عرضه یک محصول جدید برای کودکان و نوجوانان است و نشانه‌ای تازه از موفقیت صنعت پویانمایی در شکل‌دهی به مسیرهای تجاری در سینما به شمار می‌آید؛ رویکردی که در آن، یک اثر موفق لزوما با پایان اکران سینمایی به پایان راه نمی‌رسد. این در حالی است که سینمای ایران سال‌هاست با دشواری‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و در هزینه‌های تولید و تبلیغات و نمایش مشکلات جدی دارد. در چنین شرایطی، پویانمایی های ایرانی به تدریج به سراغ راه‌هایی رفته‌اند که در صنعت سرگرمی جهان سابقه‌ای طولانی دارند: ساخت دنباله، تولید اسپین‌آف، گسترش یک داستان در قالب‌های مختلف و استفاده دوباره از شخصیت‌هایی که مخاطب با آن‌ها آشنا شده. این مسیر هنوز به یک الگوی کامل و بی‌نقص نرسیده، اما نشانه‌های آن را می‌توان در تولیدات سال‌های اخیر به وضوح دید.

  عبور «بچه‌زرنگ» از پرده سینما
بعد از سریال «پسر دلفینی» که در سال 1403 به نمایش خانگی و سپس تلویزیون آمد، «بچه‌زرنگ: گروه نجات جنگل» نمونه‌ای تازه از انتقال یک اثر سینمایی به قالب سریال به شمار می‌آید. این مجموعه با کارگردانی بهنود نکویی و محمدجواد جنتی و در قالب 52 قسمت تولید شده و محصول همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، گروه هنرپویا و فیلم‌نت است. داستان سریال در همان جهان آشنای انیمیشن سینمایی جریان دارد، اما قالب سریالی امکان می‌دهد شخصیت‌ها و ماجراها در فضایی گسترده‌تر دنبال شوند و البته با برخورداری از شخصیت‌های شناخته‌شده و جهان داستانی آشنا، می‌تواند بخشی از مسیر معرفی محصول به مخاطب را هموار کند. اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم سینمای ایران، به ویژه در حوزه فیلم‌های لایواکشن (رئال) هنوز به ندرت از چنین الگویی برای گسترش جهان آثار موفق خود استفاده می‌کند. البته تولید دنباله و اسپین‌آف در سینمای لایواکشن ایران بی‌سابقه نیست، اما تبدیل یک فیلم به مجموعه‌ای از محصولات پیوسته، همچنان با موانع مختلفی روبه‌روست که سینماگران تاکنون زیاد به سراغ آن نرفته‌اند، اما در زمینه پویانمایی وضعیت بسیار بهتر است.

  مسیر موفق و برعکس «ببعی»
اگر «بچه زرنگ» از سینما به نمایش خانگی می‌رود، تجربه «ببعی» نشان داد که حرکت میان قالب‌های مختلف می‌تواند در جهت عکس نیز اتفاق بیفتد. «ببعی» ابتدا در قالب مجموعه‌ای تلویزیونی با تکنیک پویانمایی دوبعدی شناخته شد و سپس با عنوان پویانمایی سه‌بعدی «ببعی قهرمان» به سینما آمد که در اکران عمومی با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد و بیش از 70 میلیارد تومان فروخت. در ادامه، جهان این شخصیت بار دیگر در قالب مجموعه‌ای تلویزیونی گسترش یافت و نسخه سه‌بعدی این مجموعه با نام «ببعی: گروه قهرمانان» تولید شد که مدتی پیش از شبکه پویا روی آنتن رفت. به این ترتیب، یک شخصیت ابتدا در تلویزیون به مخاطب معرفی شد، سپس به پرده سینما راه یافت و بعد در قالبی تازه به تلویزیون بازگشت! این رفت‌وآمد میان رسانه‌ها، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک برند سرگرمی شد؛ چراکه مخاطب آشنا با شخصیت‌ها، برای ورود دوباره به جهان آن‌ها بسیار راغب‌تر است و به معرفی اولیه کمتری نیاز دارد. البته تکرار یک شخصیت به تنهایی موفقیت تجاری را تضمین نمی‌کند. اگر هر محصول نتواند تجربه‌ای تازه ارائه دهد و جذابیتی منحصربه‌فرد خلق کند، آشنایی مخاطب با جهان داستانی ممکن است به ضعف کلی برند منجر شود که درباره «ببعی» این اتفاق نیفتاد و این برند هرروز قوی‌تر شد.

  دنباله‌سازی؛ راهی برای کاهش ریسک
از دیگر نشانه‌های رشد نگاه تجاری در انیمیشن ایران، استقبال از ساخت قسمت‌های دوم است. جز «پسر دلفینی 2» که نمونه‌ای شاخص از این روند به یاد می‌آید، یکی دو اثر شاخص و پرفروش دیگر نیز در مراحل مختلف تولید قسمت دوم به سر می‌برند که نام آن‌ها رسماً اعلام نشده. ساخت دنباله برای این آثار نشان می‌دهد که تولیدکنندگان ارزش برند خلق‌شده را می‌دانند و ترجیح می‌دهند به جای آغاز هر پروژه از نقطه صفر، سرمایه‌گذاری خود را در جهان داستانی شناخته‌شده ادامه دهند. این انتخاب از نظر اقتصادی قابل‌توجه است. طراحی شخصیت‌ها، ساخت جهان بصری، تعریف قواعد داستانی و معرفی قهرمانان به مخاطب، بخش مهمی از هزینه و زمان تولید یک پویانمایی را به خود اختصاص می‌دهد. در قسمت دوم، بخشی از این زیرساخت از قبل وجود دارد و سازندگان می‌توانند انرژی بیشتری را صرف گسترش داستان و بهبود کیفیت اثر کنند. البته این به معنای تولید قطعاً ارزان‌تر هر دنباله نیست و فارغ از بالا رفتن روزبه‌روز هزینه‌های تولید، مقیاس داستان‌ها معمولاً در قسمت دوم افزایش می‌یابد که به هزینه‌های بالاتری می‌انجامد.

  فراتر از بلیت‌فروشی
تجاری‌سازی پویانمایی به ساخت دنباله و اسپین‌آف محدود نمی‌شود. شخصیت‌های محبوب می‌توانند به محصولات جانبی، از اسباب‌بازی و نوشت‌افزار گرفته تا کتاب و بازی، راه پیدا کنند. در این زمینه نیز سه استودیوی سازنده «پسر دلفینی»، «بچه‌زرنگ» و «ببعی قهرمان» تجربیاتی قابل‌توجه دارند. محصولات جانبی این پویانمایی ها در حوزه نوشت‌افزار عرضه شده‌اند. چنین ظرفیتی در بازار کودک اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه ارتباط مخاطب با شخصیت‌های انیمیشنی لزوما به زمان تماشای فیلم یا سریال محدود نمی‌شود و محصولات مرتبط می‌توانند این ارتباط را به زندگی روزمره کودکان منتقل کنند. البته شکل‌گیری چنین بازاری به عواملی مانند شناخت مخاطب، کیفیت محصول، شبکه توزیع، حقوق مالکیت فکری و نظارت بر استفاده از شخصیت‌ها وابسته است. جالب آن که در این مسیر، پویانمایی تلویزیونی «شکرستان» یکی از برندهای پیشرو بود که نزدیک به یک دهه پیش، محصولات جانبی خود را عرضه کرد و همچنان در بازار دیده می‌شود.

  فرصت فناوری برای تولید سریع‌تر
در کنار تغییر رویکردهای اقتصادی، تحول ابزارهای تولید نیز می‌تواند آینده پویانمایی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. استفاده از موتورهای بازی‌سازی برای ساخت پویانمایی، یکی از ظرفیت‌های فنی این حوزه است. این ابزارها که در ابتدا عمدتاً برای تولید بازی‌های رایانه‌ای توسعه یافتند، امکاناتی برای ساخت محیط‌های سه‌بعدی، نورپردازی، حرکت دوربین و پیش‌نمایش سریع صحنه‌ها فراهم می‌کنند. استفاده از چنین فناوری‌هایی می‌تواند در اغلب مراحل تولید، زمان انتظار را کاهش دهد و امکان آزمایش سریع‌تر ایده‌های بصری را فراهم کند. البته موتور بازی‌سازی، به خودی خود جایگزین نیروی انسانی متخصص، طراحی هنری، انیمیت دقیق و روایت جذاب نمی‌شود و سرعت بیشتر زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل خواهد شد که با مدیریت درست تولید و حفظ کیفیت همراه باشد. با این حال تجربه کارخانه صنایع سرگرمی مهوا -که تنها مبدع این ایده نیست- در تولید «شمشیر و اندوه»، «افسانه سپهر» و «نگهبانان خورشید» نشان می‌دهد می‌توان در طول یک بازه زمانی سه ساله دست به تولید 5-6 اثر پویانمایی بلند زد و همزمان با افزایش محسوس کیفیت تولیدات، حجم آن‌ها را مناسب یک استودیوی بزرگ تجاری بالا برد و به سودآوری بیشتر اندیشید.
10 صفحه اول